من عمیقأ احساس غمگینی میکنم
عمیقأ احساس میکنم تجربهام از زندگی را دیگر دوست ندارم
دیگر خوشی ها آن طعم قدیم را نمیدهند
دیگر به خودم، زندگی و عشق امید چندانی ندارم
من عمیقأ احساس خوشبختی نمیکنم
احساس بدبختی هم ندارم
اما احساس بی چارگی دارم
گویی معلقم
از جایی به بعد انگار صعودم تمام شد
پرت شدم از ارتفاعی
هنوز زمین نخورده ام و میان زمین اسمانم
نوشته شده در یکشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ساعت 0:43 توسط بانوی خاموش|
حرفای ساده ی دل...ما را در سایت حرفای ساده ی دل دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 114