من تصورات عاشقانهای دارم
از داشتنت
از بیشتر داشتنت
وقتی که به خانه ما آمدهای
نشستهای و من با تو شوخی میکنم و برایت شربت میآورم
نگاه مهربان مادرم به ما
از نشستن کنارت
وقتی که میایی ظرف غذا را از من میگیری و من عاشقانه نگاهت میکنم
وقتی سر به سرت میگذارم و پدرم عجیب نگاهم میکند
من تمام اینها را دوست دارم...
چون تو را دوست دارم
نوشته شده در چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۹ساعت 10:41 توسط بانوی خاموش|
حرفای ساده ی دل...ما را در سایت حرفای ساده ی دل دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 132